بیت هفتم را از استاد شیدا کاشانی وام گرفته ام .....

گاهی از اوقات مجبوری به تنها سوختن
رو به روی چشم اما و اگر ها سوختن
مثل ماهی های قرمز توی تنگی از بلور
حسرت آبی تر از چشمان دریا سوختن
با عقاب فکر خواهم رفت تا بالاتراز
آفتاب عاشقی، بالای بالا سوختن
دیر خواهد شد همین امروز دستم را بگیر
خسته ام از این همه در فکر فردا سوختن
من نفهمیدم برای چه به دنیا آمدم
روزها تکرار دیروز است حالاسوختن
گاهی از اوقات درک لحظه ها دشوار نیست
عشق یعنی قیس باشی پای لیلا سوختن
بی شباهت نیست خط سرنوشت شمع ومن"
"قسمت ما هست در شبهای دنیا سوختن
من بلوطی خسته ام بالای کوه دور دست
زخمی تیغ تبر لای خبرها سوختن

کانال اشعار #حیدر_میرانی...
.................................................
https://telegram.me/MiraniHeydar