سال نهنگ با تمام افت و خیزها و گرانی هایش و گرفتاری هایش و بیکاری هایش !!....بالاخره سپری شد ....سال نهنگ اصلن سال خوبی نبود!... امیدوارم....سال مار ...سالی پر از کسب و کار ...برای ما ایرانی ها باشد!!...

دوست نازنینم ....حشمت کرمی نژاد ...در آستانه تحویل سال یک رباعی برایم فرستاد به این مضمون: 

چون آخر ماه و سال خسته هستم

از جرگه دوستان گسسته هستم

در این دم عید کس سراغم نگرفت

انگار که یک کیسه پسته هستم

کرمی نژاد

 

این شعر قشنگ و طنز را با یک شعر طنزپاسخ دادم که امیدوارم مورد عنایت قرار بگیرد....

 

تو کیسه ی پسته ی گرانی ای دوست

در کوره دهات ما تو خانی ای دوست

اینجا همه قدر پسته را می دانند

اینجا ؛ همه جا؛ سر زبانی ای دوست

میرانی