یک شعر قدیمی از من همراه با ترجمه دوست ارزشمندم خانم تقی پور ....

من عاشق ژنده پوش دهکده بالادست 
I love the rags village upstream
و تو دخترک شاه پریان
And you king fairy girl
حالا چه شد که عاشق هم شدیم
How we love
کار گنجشک ها بود 
Sparrows were
گنجشک هایی 
Sparrows
که آب می نوشیدند 
The drinking water
آب بارانی 
Rain water
که از ابرهای حاصل از تبخیر 
The clouds from evaporating
رودخانه متکواری تفلیس
Mtkovvary river Tbilisi
تا دشتهای حاصلخیز کرخه در اندیمشک
To fertile plains Karkhe in ANDIMESHK
گریه می کردند 
They were crying

حیدر میرانی.......by heydarmirani