یا امام رضا (ع)....

 

به نام دوست

انسان از نسیان می آید... از فراموشی...  خدا به آدم هر چه خوبی کند ...چند روز که بگذرد... بازهم این انسان فراموشکار از یادش می رود ... اما خدا هیچ گاه خوبی های انسان های خوب را فراموش نمی کند.

این روزها بد جوری دلم گرفته احساس می کنم بین دوستان و آشنایان غریبم ...همیشه در چنین مواقعی یاد امام رضا (ع) می افتم..

.

شعری دارم نذر امام رضا(ع) ...  

 

کبوتران قشنگی که دانه می خواهند

برای ماندن پیش تو لانه می خواهند

برای بال زدن در حریم انسان ها

فرشتگان مقرب بهانه می خواهند

به زور نه به تقاضا به التماس و دعا

اجابت همه را عاشقانه می خواهند

برای خوردن یک جرعه آب می آیند

کنار دست همه عاشقانه می خواهند

شفای عاجل بیمار لاعلاج از تو

برای معجزه هایت نشانه می خواهند

صدای بغ بغشان سمفونی زیبایی است

برای از تو سرودن ترانه می خواهند

دو مشت دانه بپاشی برایشان کافی است

برای این که نمیرند دانه می خواهند

 

/ 28 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زانا

من چوومه میوانی دونیا من بو ده شتی په ژاره من گدایه کم دیت ، ده رک به ده رک ده گه را چریکه ی چوورهی دویست حیدر خان حالت چطوره "خوش اشکور " یادته هر وقت به هم می رسیدیم این جور به هم سلام می کردیم برادر جان این دوستان حماقت به خرج می دهند و از سر بی سوادی مطلب می نویسند من از اول تا آخر پیام ها را دیدم حرف های آقای توفیقیان برای من کمی سنگین بود اما وقتی منطقی فکر کنیم حقیقت است ، شاید ماموستا مردوخ ، دکتر بورکه ای و خیلی از تاریخ نویسان ما به اشتباه رفته باشند در این که لک و لر یکی هستند شک ندارم چون همه عناصر فرهنگی شان یکی است به جز زبان که البته از نظر زبانی لکی بخاطر تلفظ بسیاری از لغات و اصطلاحات کاملا با کردی فرق دارد اما شباهت هایی هم دارد

زانا

همان طور که خودتان هم قبول دارید، زبان کردی و لری و فارسی از یک ریشه اند و این درست است ! ما از یک ریشه ایم و همه ما الان تحت فشار حکومت نالایقی هستیم که هیچ گاه شایستگی هایمان را نمی بینند من از راه دور شایستگی های شما خصوصا نماینده تان آقای آذر را دیده و لمس کرده ام و حتی به او مراجعه هم کرده ام و اتفاقا با استقبال او مواجه شدم . و مشکلم حل شده است مطمئن باش شما هم اگر روزی به مشکل بر خورد کردی دوستان کردت هیچکدام از لرها را تنها نمی گذارند . در ضمن برای این دوستان" کرد ایلامی "هم متاسفم که با حرف ها و منطق غیر اصولی شان باعث بوجود آمدن چنین فضایی برای فرهنگ کردی می شوند . من موسلمانم خودایه کیش له م نزیکانه یه . به هیوا دیدارت چوم روشن بی

لیلی

سلام شعرت محشره پسر زود زود آپ کن!

حسین غلامی خواه

رفتی وگرفته شهر را غصه وغم شهری که عجین شده است با غصه وغم انگار که سرنوشت این شهر این است یا جای تو اینجاست یا غصه وغم جالب بود.موفق باشید.نذرتان قبول...[گل][گل][گل]

مهدی میرآقایی

سلام عزیز خوبی ؟ شعر زیبات رو بازهم خوندم من هم به روزم ...به امید دیدار[خداحافظ]

حمید

سلام شعرت عالی بود استفاده کردیم [گل]

غزل پست مدرن

گرچه مهدی موسوی رفته است گرچه جایش خیلی خالیست اما شعرهایش را گذاشته وبلاگش منتظر شماست !! به دیدن « تنهایی پر هیایویش » بیا و برای خواندن ِ خبر انتشار شماره ی سوم نشریه ی «همین فردا بود» خبر برگزیده شدن وبلاگ غزل پست مدرن در جشن پرشین بلاگ حرف هایی از زبان عشق و شیمبورسکا و لئونارد کوهن و ریچارد براتیگان و گاندی و مایاکوفسکی و عشق و...عشق به دست های تو در آخرین تشنّج هام اعترافت یک ذهن بی خطر یا « همه ی آنچه برای بیشتر ندانستن لازم است» یک عالمه لینک غمگین و چند شعر قدیمی و جدید از سید مهدی موسوی

محمدی

سلام کارت یه کار قشنگه مرسی عزیز استفاده کردیم بازهم می یام

بی بی سمانه رضایی

چرا نمی آیی؟ اصلا من به درک! جواب این را چه بدهم؟؟؟ همین که... بین خودمان باشد... این روزها، یکی در من هست که مدام داد می‏کشد: "کی می‏آید؟ ××××××××××××××××××××××××× نقد هایتان پلکان من است بی پلکان نگذاریدم......

هادی صداقت

سلام . . . . . . به خاطر دیر آمدن و بدقولی در مورد فرستادن بیوگرافی به شدت عذر می خوام . . . . بابت تسلیت گفتن و پیوند کردن من هم بسیار ممنون . . . . . در مورد شعر هم باید بگم هیچوقت در مورد چنین کارهایی نظری نداشته ام . . . . . و اینکه من آپم . . . . [گل]